برخی معجزات امام جعفر صادق (ع)
      پنج شنبه - ۲۹ تیر ۱۳۹۶      1285      85 بازدید  

برخی معجزات امام جعفر صادق (ع)

در نشان دادن آن حضرت است علامت امام را به ابو بصیر:

در کشف الغمّه از دلائل حمیرى نقل شده که ابو بصیر گفت: روزى در خدمت مولاى خودم حضرت صادق علیه السّلام نشسته بودم که آن حضرت فرمود: اى ابو محمّد! آیا امامت را مى‏شناسى؟گفتم: بلى و اللّه الّذى لا اله الا هو تویى امام من و دست خود را بر زانو یا ران آن حضرت نهادم.
فرمود: راست گفتى امام خود را مى‏شناسى، پس چنگ زن به دامان او و متمسّک شو به او.
پس گفتم: مى‏خواهم که علامت امام را به من عطا فرمایید
فرمود: بعد از معرفت علامت براى چه مى‏خواهى؟
گفتم: ایمان و یقینم زیاد شود.
فرمود: اى ابو محمّد! گاهى که به کوفه مراجعت کردى خواهى یافت که اولادى از براى تو شده به نام عیسى و بعد از او اولادى دیگر شود به نام محمّد و بعد از این دو پسر، دو دختر براى تو خواهد شد، و بدان که این دو پسر تو نامشان نوشته شده نزد ما در صحیفه جامعه در عدد اسامى شیعیان و نام پدران و مادران و اجداد و انساب ایشان و آنچه متولّد شود تا روز قیامت. پس حضرت صحیفه‏اى بیرون آورد که رنگ آن زرد بود و به هم پیچیده بود. (۱)

ونس بن ظبیان می‌گوید:
با عده‌ای از اصحاب در محضر امام صادق علیه السلام بودیم. به امام گفتم:«خداوند در قرآن به حضرت ابراهیم می‌فرماید:خذ اربعه من الطیر فصرهن. _سوره بقره ، آیه ۲۶_ (چهار پرنده بگیر و آنها را در هم بیامیز.) آیا این پرندگان از جنس‌های گوناگون بودند یا از یک جنس؟»
امام فرمود:«آیا دوست دارید همانند کاری که ابراهیم کرد به شما نشان بدهم.»
ما گفتیم:«بله.»
امام چهار پرنده (طاووس، کلاغ، باز و کبوتر) را صدا زد. آن چهار پرنده در جلوی امام حاضر شدند. سپس دستور فرمود همه را ذبح کردند و پر و بالشان را کندند و آنها را قطعه قطعه کردند و همه را با هم درآمیختند. سپس امام سر طاووس را به دست گرفت و ناگهان دیدیم گوشت و استخوان و پرهای طاووس مجدداً زنده شد. همین کار را با کلاغ و باز و کبوتر نیز اجام داد و همه پرندگان در حضور امام زنده شدند.

در علم آن حضرت است به نطق حیوانات‏:

و نیز در آن کتاب است، روایت است از صفوان بن یحیى، از جابر که گفت: نزد حضرت صادق علیه السّلام بودم، پس بیرون شدیم با آن جناب که ناگاه دیدیم مردى بزغاله‏اى را خوابانیده که ذبح کند، آن بزغاله چون حضرت را دید صیحه کشید، حضرت فرمود به آن مرد که: قیمت این بزغاله چیست؟ گفت: چهار درهم.
حضرت از کیسه خود چهار درهم در آورد و به او داد و فرمود: بزغاله را رها کن براى خودش، پس گذشتیم. ناگاه برخوردیم به شاهینى که عقب درّاجى را گرفته صید کند، آن درّاج صیحه کشید، حضرت صادق علیه السّلام اشاره کرد به آن شاهین با آستین خود، آن شاهین از صید درّاج گذشت و برگشت.
من گفتم: ما امرى عجیب دیدیم از شما.
فرمود: بلى همانا آن بزغاله که آن شخص او را خوابانیده بود ذبح کند چون نظرش بر من افتاد گفت: استجیر باللّه و بکم اهل البیت، ممّا یراد منّى طلب مى‏کنم از خدا و شما اهل بیت که مرا رهایى دهید از کشتن، و درّاج نیز همین را گفت، و اگر شیعیان استقامت داشتند هرآینه مى‏شنوانیدم به شما منطق طیر را. (۲)

(۱) بحار الأنوار، ج ۴۷، ص ۶۴ به نقل از امالى طوسى.

(۲) الخرائج، ج ۲، ص ۲۱۶؛ مدینه المعاجز، ص ۴۰۵؛ بحار الأنوار، ج ۴۷، ص ۹۹ به نقل از الخرائج.

 
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی